ذهن خوداگاه و ناخوداگاه

اگر بدن انسان را با یک سیستم رایانه مقایسه کنیم ، اجزای بدن مانند همه قطعات و قسمت های رایانه می باشد و ذهن در بدن مانند سیستم عامل آن ( ویندوز ) است . همانطور که رایانه بدون سیستم عامل وسیله ای بی استفاده است ، ذهن هم عامل کارکرد و زنده بودن و زنده ماندن بدن است .
از لحاظ کارکرد ، ذهن در انسان به دو نوع تقسیم می شود : ذهن آگاه و ذهن ناخودآگاه
ذهن آگاه قسمتی از ذهن است که ما به حضور آن در مغز و وجود خود آگاهی داریم . به وسیله آن در کل ساعات بیداری و هوشیاری ، امور منطقی زندگی خود را نظارت و کنترل می کنیم ؛ تفکر آگاهانه ، حساب و کتاب ، بررسی مشکلات و مسائل ، پیدا کردن راه حل ها و … همگی با قسمت آگاه ذهن انجام می شود .

اما ذهن ناخودآگاه قسمت مهم ذهن است که اصلاً نسبت به حضور و وجود آن آگاهی نداریم .

در اینجا دو کارکرد اصلی ذهن ناخودآگاه را بررسی می کنیم :
الف – ذهن ناخودآگاه مسئول تمام فعالیت های زیستی بدن می باشد ، که ما در انجام این فعالیت ها که در داخل بدن روی می دهد ابداً دخل و تصرفی نداریم . فعالیت هایی از قبیل تپیدن قلب ، جریان یافتن خون در تمام رگ های بدن ، تنفس ، کارکرد شش ها ، روده ها ، کبد ، جگر و … به وسیله ناخودآگاه و بدون آگاهی ما انجام می شود .
ب – کارکرد بسیار مهم و جالب دیگر ناخودآگاه ، خلق و ایجاد شرایط زندگی ما است که خارج از بدن اتفاق می افتد و بر آنها کنترل و نظارت دارد .
ناخودآگاه ما رابط بین ما با ناخودآگاه سایر انسان ها و کائنات ( همه آفریده های خدا ) و خود خدا می باشد .
ناخودآگاه خالق زندگی این لحظه ما است .
ناخودآگاه به دلیل ارتباط با منبع بی پایان توانایی ها ( خدا ) این توانایی را دارد که به هر شکل که خود صلاح می داند و درست تشخیص می دهد ، زندگی بیرونی ما را خلق کند و این کار را انجام می دهد .
در زمان تولد ناخودآگاه مانند صفحه ای سفیدی است که هیچ چیزی روی آن نوشته نشده است . با بزرگ تر شدن جسم انسان ، جملاتی بر روی این صفحه نوشته می شود که بیشتر از طریق حس های بینایی و شنوایی به آن منتقل می شود .
هر چه تکرار جمله ای روی آن بیشتر باشد ، هر چه جمله ای با احساس های قوی تری از قبیل شادی ، غم و ناراحتی ، حسادت ، افسوس و … روی آن درج شود ، درست بودن آن جملات برای ناخودآگاه در اولویت است . یعنی همه آنها را اولویت علاقمندیهای ما تشخیص میدهد . و بر اساس آنها شرایط زندگی ما را خلق می کند .
ما با جملات پر تکرار و جملات پر احساس ثبت شده در ناخودآگاه ، که از آنها به « باور » یاد می شود ، ناخودآگاه خود را طوری برنامه ریزی کرده ایم ، که چه بخواهیم و چه نخواهیم ، ناخودآگاه در هر زمان و هر مکان شرایطی را به وجود می آورد که درستی آن جملات را بیشتر و بیشتر به ما ثابت کند .
پس به عبارت دیگر ، « باورها » افکاری هستند که در طول سال های زندگی خود ، به کرّات آنها را به خورد ذهن ناخودآگاه خود داده ایم و برنامه ریزی فعلی ذهن ناخودآگاه ما بر اساس این باورها می باشد و طبق آنها عمل می کند و شرایط زندگی گذشته و حال ما را رقم زده و می زند .
به عنوان مثال اگر در زمان بچگی و نوجوانی خود هر چیزی را که آرزو داشتیم و از پدر و مادر خود می خواستیم با این جمله مواجه شدیم که « پول نداریم و نمی توانیم آن را بخریم . » ، این باور در ذهن شکل گرفته است و به مرور پر قدرت شده است که « ما همیشه بی پول هستیم و قدرت خرید چیزهایی را که آرزو می کنیم نداریم . » . و در نتیجه ناخودآگاه طبق مدل برنامه ریزی شده اش همیشه شرایطی را به وجود آورده و می آورد که بی پولی را با تمام وجود احساس کنیم و آرزو و حسرت داشتن خواسته ها بر دل مان بماند .
به عنوان جمله آخر که در مطلب بعدی به آن خواهیم پرداخت :
چه کارهایی می توانیم انجام دهیم تا شرایط فعلی زندگی خود را تغییر دهیم ؟

اشتراک گذاری

نوشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما نزد ما محفوظ است.

0

بالا